دین و مذهب همواره عاملی سرنوشت ساز در تحولات کشورها بوده و جنبش های اجتماعی فراوانی به نام آن در سراسر جهان به ویژه ایران شکل گرفته است. در این میان، استفاده از مذهب و علائق دینی مردم برای ایجاد تغییرات گسترده سیاسی و اجتماعی حکم شمشیر دو لبه را دارد؛ زیرا هم می تواند از جانب مصلحان دلسوز و صادق در جهت بهبود اوضاع به کار گرفته شود و هم می تواند ابزاری فریبنده در اختیار استعمارگران باشد تا در پوشش آن به اهداف خود جامه عمل بپوشانند. تأسیس فرقه ضاله بهائیت در سده اخیر نمونه ای کوچک از بازیچه قرار گرفتن دین به دست استعمارگران برای تحقق اهداف شومشان است. در نوشتار ذیل مروری گذرا بر فعالیت این فرقه استعمار ساخته از بدو پیدایش تاکنون خواهیم داشت.

ریشه بهایی گری

                                

بهایی گری از بابیت و بابیت خود از شیخی گری سرچشمه گرفته است.
بابیه را شخصی به نام سید علی محمد شیرازی بنیان نهاد. وی در سال ۱۲۳۵ قمری در شیراز به دنیا آمد. در دوران کودکی پدرش را از دست داد، به همین سبب تحت کفالت دایی اش قرار گرفت و در کنار او به کسب و کار در «کمپانی ساسون» پرداخت که به کار تجارت تریاک اشتغال داشت. وظیفه وی در آغاز این همکاری، انجام کار بسیار دشوار «تریاک مالی» بود. او وظیفه داشت تا هر روز بیش از ده ساعت در زیر آفتاب سوزان بندر بوشهر و اغلب بر روی بام کاروانسراها به این کار بپردازد. بسیاری از کارشناسان بر این عقیده اند که حداقل روزی ده ساعت کار در زیر آفتاب سوزان بندر بوشهر به مشاعر وی آسیب رسانده و از او موجودی «مالیخولیایی» ساخته بود که ادعای تصرف در ماه و ستارگان را داشت! این نکته در خاطرات دالگورکی (۱) سفیر کبیر روسیه در ایران نیز آمده است.

بابی ها و بهایی ها سید علی محمد شیرازی را صاحب
«علم لدنّی» می دانند و در این باره به شدت مبالغه می کنند: «تا سید باب به محضر سیدرشتی ورود فرمودند، با این که حضرت باب جوانی بود بیست و چهار ساله و سید (رشتی) مردی پنجاه ساله، این تاجری محقر و آن عالمی موقر، درس را احتراماً له موقوف نمود و توجه تلامیذ را به صحبت حضرت باب معطوف فرمود و در حین صحبت چنان احترامات فائقه و تکریمات لائقه از مورود نسبت به وارد ظاهر می شد که همگی در شگفت و حیرت افتادند و مسائلی از آثار ظهور موعود در میان آوردند که پس از این مقدمات و بروز داعیه ایشان همگی طلاب آن مسایل را راجع به سید باب دانسته و غرض سید کاظم رشتی از این مسایل و اذکار آن بود که به طلاب بفهماند حضرت باب، قائم موعود و مهدی منتظر است …» (۲)


ادامه مطلب



طبقه بندی: تاریخ بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 27 آذر 1389 توسط بهایی پژوه

مسلک بابیگرى در قرن سیزدهم قمرى (نوزدهم میلادى) توسط فردى به نام سید على محمد پدید آمد. وى در اول محرم سال ۱۲۳۵ یا ۱۲۳۶ (۱۸۲۰ میلادى) در شیراز متولد شد و در بیست و هفتم شعبان سال ۱۲۶۶ در تبریز به جرم ارتداد به دار آویخته شد.
بابیه او را «حضرت اعلى‏» و «نقطه اولى‏» لقب داده‏اند. وى تحصیل ابتدایى و آموزش اندکى عربى را در شیراز گذراند. سپس پنج‏سال در بوشهر اقامت گزید و به تجارت- که پیشه پدرى او بود- اشتغال داشت. در همان ایام که نوجوانى بیش نبود، دست‏به کارهاى غیر متعارف مى‏زد و به اوراد و طلسمات که حرفه رمالان و افسونگران بود. سخت علاقه‏مند بود. در هواى بسیار گرم تابستان بوشهر هنگام بلندى آفتاب، بر بالاى بام مى‏ایستاد و براى تسخیر آفتاب اوراد مى‏خواند و حرکات مرتاضان هندى را تقلید مى‏کرد.


پس از بازگشت از بوشهر به شیراز، کار و کسب را رها کرد و براى کسب علم و سیر و سیاحت رهسپار عراق و حجاز گردید و در کربلا در سلک شاگردان سید محمد کاظم رشتى ( ۱۲۰۳- ۱۲۵۹ ق ) در آمد. سید کاظم رشتى که از شاگردان شیخ احمد احسایى بود درباره ائمه طاهرین علیهم السلام افکار و عقاید غلو آمیزى داشت و آنان را مظاهر تجسم یافته خدا یا خدایان مجسم مى‏انگاشت و مى‏گفت‏باید در هر زمانى یک نفر میان
امام زمان (عج) و مردم باب و واسطه فیض روحانى باشد.
این گونه عقاید توجه سید على محمد را به خود جلب کرد، و از مریدان خاص وى گردید، و از همانجا بود که فکر دعوى با بیت در ذهن او راه یافت. پس از فوت سید کاظم رشتى، در سال ۱۲۶۰ ق سید على محمد نخست ادعاى ذکریت و بعد ادعاى بابیت ( یعنى باب علوم و معارف خدا و راه اتصال به مهدى موعود «عج‏» ) و سپس ادعاى مهدویت نمود و به تدریج ادعاى ثبوت و شارعیت کرد و مدعى وحى و دین جدید گردید، و بالاخره این ادعا را به ادعاى نهایى ربوبیت و حلول الوهیت در خود پایان داد.

سرگذشت‏سید باب پس از دعوى بابیت....


ادامه مطلب



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 26 آذر 1389 توسط بهایی پژوه

سایه، روشن روابط چهارصد ساله ایران و روسیه ایران و روسیه در طول سالیان متمادی روابط  پرفراز و نشیبی داشته و دارند که عمدتاً تحت تاثیر تعاملات سیاسی این دو کشور با عثمانی، فرانسه، انگلیس و آمریکا دچار شدت و ضعف می شد.

 پیدایش «نادر» در صحنه‎سیاسی ـ نظامی ایران، محاسبه‎عثمانی‎ها و روس‎ها را در هم ریخت.
نادر در آغاز عثمانی را درهم کوبید و بعد از آن متوجه روسیه شد. وی به روس ها اخطار کرد كه نیروهای خود را از ایران بیرون برند.


                            بهائیت و روسیه- روابط در دوره زندیه

جانشینان پتر هم از بیم اینکه توان مقابله با ایران را نداشته باشند شبانه نیروهای خود را از گیلان و بخش‎های عمده‎قفقاز بیرون بردند.
 به دنبال اخطاری جدی‎تر از سوی نادر ، روس‎ها بقیه‎سرزمین‎‎های اشغالی در قفقاز را نیز تخلیه كرده و به پشت مرز‎های خود عقب نشستند.

ادامه مطلب



طبقه بندی: تاریخ بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 26 آذر 1389 توسط بهایی پژوه



نقدها چند روز قبل ایمیلی از یکی از دوستان برای سایت ارسال شد که حاوی یکی از مقالات سایت نگاه با عنوان "همه پنداشتند اما یکی فکر نکرد شاید..." بود.
از آن جا که پاسخی که برای دوست گرامی ما ارسال شد حاوی نکات جالب و تذکرات اساسی است، متن آن را که با همان قالب نگاشته شده است در زیر می توانید ملاحظه فرمایید:
امروز صبح یک ایمیل (یا به قول فرهنگستان ادب فارسی، "رایانامه") جالبی دستم رسید که دریغ دیدم دوستان را از پاسخ به آن محروم نمایم:
"دستم بوی گل می‌داد؛ مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند؛ امّا هیچ کس فکر نکرد که شاید من گلی کاشته باشم !
ارنستو چه‌گوآرا".

بی‌اختیار یاد گفتگوهای فراوان میان مسلمانان و بهائیان در سایت بهائی پژوهی افتادم. نگاهی بیاندازیم شاید بتوان به نحو دیگری هم اندیشید:

بهاییان در مورد ادعاهای گوناگون حضرت باب گفتند که از فضل بی‌پایان خداوند است که خورشید را امر می‌فرماید از افقی طلوع کند که زمین اندک اندک گرم شود تا تحمّل شدّت گرمای خورشید در میانهء آسمان را داشته باشد؛ و حضرت باب نیز اگر از ابتدا مأموریت الهی‌اش را که مظهریت باشد مطرح می‌فرمود، احدی تحمّل آن را نداشت؛ همانطور که حضرت محمّد نیز سه سال صبر کرد تا بیان مأموریت فرمود و سپس به تدریج امرش را گسترش داد؛ همانطور که حضرت مسیح حواریون را یکی به یک انتخاب کرد تا بتواند آنها را تحت تعلیم گیرد و تدریجاً مأموریت خود را آشکار سازد؛ کسی فکر نکرد که شاید او که ابتدا ادّعای بابیت کرد و سپس مهدویت و سپس
قائمیت و سپس مظهریت و سپس الوهیت، نشان از این دارد که او از طرف خداوند نیامده است، و گرنه هیچ کدام از پیامبران این گونه نبوده اند که ادعای خود را تغییر دهند؛ همان طور که پیامبر اسلام نیز از ابتدا ادعای پیامبری فرمودند و سه سال دعوت خود را علنی نکردند، نه این که در آن سه سال ادعای دیگری کرده باشند و سپس ادعای پیامبری!
بهاییان در مورد قائمیت حضرت باب گفتند او همان موعود محبوبی است که قرنها در انتظارش روزشماری می کنید و به یادش از جای برمی خیزید؛ در حالی که او آمده و به انتظار شما پایان داده است؛ امّا یکی نگفت که ادعایی که باب در شب بعثت کرده و در سوره الملک که قسمتی از تفسیر سوره یوسف به قلم خویش نگاشته تنها ادعای بابیت امام زمان است، نه ادعای قائمیت! (این حقیقیتی است که در کتاب رحیق مختوم اثر جناب اشراق خاوری نیز نقل شده است)
بهاییان در مورد تعریف کردن حضرت
بهاءالله از ملکه انگلیس در لوح ملکه گویند که شاید ملکه در سپردن امور به دست جمهور و لغو برده‌داری در جهت ارادهء الهی حرکت کرده و مورد تأیید حق تعالی قرار گرفته باشد؛ امّا کسی پاسخ نداد که تعریف و تمجید از ملکه دولت انگلیس که در آن زمان آن همه ظلم و جور کرده و کشورهای زیادی را تحت استعمار خود گرفته و هستی آن ها را به باد داده و ثروتهایشان را ربوده بود ، چه معنایی می تواند داشته باشد؟
بهائیان ایران در مورد راهی که می‌روند گویند که شاید به همان بهشتی منتهی شود که مسلمانان مشتاقش هستند؛ امّا یکی فکر نکرد که راهی که کجراهه است انسان را از بهشت دور می کند، نه نزدیک!


ادامه مطلب



طبقه بندی: عقائد بهاییت،  ردیه، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 25 آذر 1389 توسط بهایی پژوه

چند روز پیش مطلبی رو توی وبلاگ یکی از دوستان دیدم ،گفتم بد نیست برای اطلاع شما هم یه اشاره ایی بهش بکنم ،اینطور نوشته بود که:...

سرانجام پس از گذشت چند ماه از صدور حكم و تقلای متهمین برای تغییر رای دادگاه بالاخره اولین كلاس متهمین در اسفند ماه 86 در محل سازمان تبلیغات اسلامی برگزار و متهمین عزیز!!! كه انگار نه انگار دوره محكومیت را میگذرانند با رویی عبوس و طلبكارانه !!! وارد كلاس شده و یكی از متهمین  بنام (ه.ز)قبل از ورود به كلاس عده ای از دوستانش را دور خود جمع كرده بود و نجوا گونه از خبری مطلعشان میكرد كه  بنابر تصمیم گیری های فلان و فلان......به هیچ وجه در كلاس نباید لب به سخن بگشائیم.

 استاد كلاس كه از دبیران خوش سابقه آموزش و پرورش و از پیشگامان عرصه تحقیق و مطالعه پیرامون فرق و مذاهب بود در ابتدای كلاس ایستاده  وبرآنان كه وارد میشدند سلام و علیگ گرمی نثار میكرد آنچنان كه در ابتدا گمان میشد که  احتمالا اینها سابقه آشنایی دیرینه دارند یا نه اصلا شاید خود ایشان هم جزء همین متهمین بوده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟

كلاس با تلاوت آیاتی از قرآن مجید و شرح و ترجمه آیات شریفه ای كه پیرامون ضرورت تحقیق و تفحص همراه با ترك تعصب بود آغاز شد و جوانان بهائی كه به عنوان متهم در كلاس حضور داشتند با حالتی بی تفاوت و بعضا بی ادبانه روی صندلی شان لمیده و قرآن را همچون شاهنامه فردوسی و دیوان خواجه شیراز مقابل خود گرفته  وغافل از اینكه  جناب میرزا حسینعلی یا بقول خودشان (جمال قدم) در بیان تجلیل و تكریم قرآن درآثار قلم اعلی جلد 5 صفحه 22 مینویسد:  ((کتاب قدس حفیظ الذی نزّل علی محمد رسول‌الله و خاتم‌النبیین و جعله حجهً باقیهً من عنده و هدیً و ذکری للعالمین)) یعنی:كتاب پاك و نگاهداشته شده ای كه بر محمد فرستاده خدا و پایان دهنده انبیا نازل گردیده و خدا او را حجت دائمی خودش و هدایت و یاد آور همه اهل عالم قرار داده است.


ادامه مطلب را اینجا بخوانید



طبقه بندی: معرفی بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 25 آذر 1389 توسط بهایی پژوه
  • تعداد کل صفحات : 9  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...