قیام حضرت امام (ره) علیه آمریکا و انگلیس و رژیم پهلوی در حقیقت قیامی علیه نفوذ و سلطه ی بهائیان هم بود. حضرت امام (ره) بهائیان را به عنوان عوامل صهیونیسم جهانی در ایران شناسائی کرده و اهداف بلند مدت آنان را که از بین بردن اسلام بود تشخیص داده ، و نوک تیز حملات خود را متوجه آنها نیز کرده بود.

پیروزی نهائی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 نفوذ حاکمیت جهانی یهود در ایران را از بین برد ، و بزرگترین ضربه را بر شبکه ی بزرگ و در هم تنیده ی بهائیت (عامل اصلی سلطه ی یهود در ایران) وارد نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، دادستان کل انقلاب اسلامی در سال 62 با انتشار اعلامیه ای ، از دستگیری برخی از بهائیان به اتهام جاسوسی برای بیگانگان پرده برداشته و هر گونه فعالیت تشکیلاتی این فرقه را در ایران ممنوع اعلام کرد و عضویت در تشکیلات بهائیت را جرم به شمار آورد.

حرکت توفنده ی انقلاب اسلامی و پس لرزه های سنگین آن ، بسیاری از بهائیان مهاجر را در کشورهای بیگانه ، خصوصاً آمریکا متمرکز ساخت؛ و وابستگی آنان به این کانون استکباری تا آنجا بالا گرفت که به رغم  مصلحت اندیشی اولیه رهبران کاخ سفید مبنی بر عدم حمایت رسمی از این فرقه، رئیس جمهور آمریکا(ریگان) صراحتاً به جانبداری از بهائیان زندانی پرداخت ؛ و دادگاههای انقلاب اسلامی را به علت صدور حکم حبس و اعدام جمعی از سران این فرقه به جرم جاسوسی محکوم کرد.

امام خمینی نیز طی نطقی کوبنده ، جانبداری ریگان از بهائیان دستگیر شده را دلیل بر وابستگی سیاسی آنان به امپریالیسم آمریکا شمرد و آن را مشابه حمایت سوسیال امپریالیسم روسیه از سران دستگیر شده حزب توده دانست ؛ که در واقع ، جنبه حمایت ارباب از خادمان و نوکران خود را داشت. ( صحیفه نور – ج 17- صفحات 266و 267)

از آن پس ، آمریکا و


ادامه در اینجا



طبقه بندی: عقائد بهاییت،  تاریخ بهاییت،  ردیه،  داستانهای بهاییت،  ایران وبهاییت،  معرفی بهاییت،  حرف حساب شیعه،  اخبار بهاییت،  عمومی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 28 اسفند 1389 توسط بهایی پژوه
 السلام علیک یا رسول الله...
بابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی و ولدی ،
انا اصلی علیک کما صلی الله علیک و صلی علیک ملائکته و انبیائه و رسله،
صلوه متتابعه وافره متواصله لاانقطاع لها و لا امدو لا اجل...اول النبیین میثاقاوآخرهم مبعثا...
صلی الله علیک و علی اهل
بیتک الطیبین الطاهرین کما انتم اهله(فرازهائی از زیارت آنحضرت:زیارت از بعید)
سلام بر شما ای پیامبر خدا...به فدای شما باد جان من و والدین و خانواده و فرزندان و دارائیم.بر شما صلوات می فرستم چنانکه خداوند و ملا ئکه و رسولانش درود فرستادند.درود هائی پی در پی و متصل وفراوان بدون انقطاع و پایان .اولین پیامبر در اخذمیثاق و آخرین پیامبردر بعثت ...صلوات خدا بر شما و اهل بیت پاک و مطهرتان آنگونه صلواتی که لایق آنید. 

آمدی با تجلیّ توحید به زمین آوری شرافت را *ببری از میان این مردم غفلت و کفر و جاهلیت را*
وای من بعد قرن های مدید،غربت تو هنوز هم جاری‌ست *قصه تلخ خواب این مردم منتظر در غروب بی یاری‌ست ...



******

بعد تو در میان اصحابت
چه می‌آید به روز سیره تو*
می‌روی و غریب تر از پیش
بین نامردمان عشیره تو...
******************
مقاله زیر را به این به شما عزیزان تقدیم می نمائیم:

در یکی از سخنان جاودانه ی نهج البلاغه، در پىِ معرفى اجمالى و بیان ویژگى‏هاى عارفان راستین و عالمان روشنگر، علی علیه السلام، از جاهلان عالم نَما چنین یاد مى‏کند:

... وَ آخَرُ قَدْ تَسمّى عالِماً وَ لَیْسَ بِهِ. فَاقْتَبَسَ جَهائِلَ مِنْ جُهّالٍ وَ أضالیلَ مِنْ ضُلاّلٍ وَ نَصَبَ لِلنّاسِ أشْراکاً مِنْ حَبائِلِ نُمرُودٍ وَ قَوْلِ زُورٍ.
قَدْ حَمَلَ الْکِتابَ عَلى آرائِهِ وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلى أهْوائِهِ. یُؤْمِنُ النّاسَ مِنَ الْعَظائِمِ وَ یُهَوِّنُ کَبیرَ الْجَرائِمِ. یَقُولُ: أقفُ عِنْدَ الشُّبُهاتِ. و فیها وَقََعَ؛ ویَقُولُ: أعْتَزِلُ الْبِدَعَ وَ بَیْنَهَا اضْطَجَعَ. فَالصُّورَةُ صُورَةُ إنْسانٍ وَالْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوانٍ. لایَعْرِفُ بابَ الْهُدى فَیَتَّبِعَهُ وَلابابَ الْعَمى فَیَصُدَّ عَنْهُ وَ ذالِکَ مَیِّتُ الْأحْیاءِ.
نهج‏البلاغه نسخی صبحی صالح: 119 خطبه‏ى 87
... و دیگرى کسى است که دانشمند نامیده مى‏شود، در حالى که چنان نیست. نادانى‏هایى را از نادانان و گم راهى هایى را از گم راهان فراگرفته و براى مردم [نادان] از ریسمان‏هاى فریب و سخنان دروغ، دامهایى را نهاده است. کتاب [خدا] را بر آرا و اندیشه‏هاى خویش بار مى‏کند و حق را بر خواسته‏هاى خود بازمى‏گرداند. مردم را از انجام گناهان بزرگ در امان مى‏شمارد و جرم‏هاى سخت و سنگین را آسان و سبک مى‏گیرد. ادعا مى‏کند که: در شبهه‏ها باز مى‏ایستم. در حالى که در دل شبهه واقع شده است. و مى‏گوید: از بدعت‏ها دورى مى‏گزینم. حال آن که در درون بدعت‏ها آرمیده است. چهره‏اش چهره‏ى انسان است و قلبش، قلب حیوان! نه درِ هدایت را مى‏شناسد تا از آن پیروى کند و نه درِ گم راهى را مى‏داند تا از آن دورى گزیند. و چنین کسى مرده‏اى است در میان زندگان!
راهبران فکرى جامعه‏ى پس از پیامبر، چنین ویژگى‏هایى داشته‏اند. دردمندانه مى‏گوئیم: بزرگترین مصیبتى که گریبان گیر مسلمانان شد آن بود که آنان از پیروى عترت پیامبر بازماندند. حضرت على در دنباله‏ى همان سخنان پیشین خطاب به همه‏ى مسلمانان در همه‏ى روزگاران چنین هشدار مى‏دهد:
فَأیْنَ تَذْهَبُونَ؟! وَ أنّى تُؤْفَکُونَ؟! وَالْأعْلامُ قائِمَةٌ. وَالْا یاتُ واضِحَةٌ وَالْمَنارُ مَنْصوبَةٌ.
فَأیْنَ یُتاهُ بِکُمْ وَ کَیْفَ تَعْمَهُونَ؟! وَ بَیْنَکُمْ عِتْرَةُ نَبِیِّکُمْ! و هُمْ أزِمَّةُ الْحَقِّ وَ أعْلامُ الدّینِ وَ ألْسِنَةُ الصِّدْقِ. فَأنْزِلُوهُمْ بِأحْسَنِ مَنازِلِ الْقُرآنِ وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهیمِ الْعِطاشِ.
پس، به کجا مى‏روید؟ و شما را به کجا باز مى‏گردانند؟ در حالى که پرچم‏هاى هدایت برپاست و آیات دلالت آشکار است و نشانه‏هاى نور، برقرار!
شما را چنین سرگردان به کجا مى‏برند؟ و چگونه است که در کورى گم راهى حیرت زده‏اید؟ در حالى که خاندان پیامبرتان در میان شماست. و به راستى که هم ایشان زمام داران و پیشوایان حق و نشانه‏هاى دین و زبان‏هاى راستى و صداقت اند. ایشان را در بهترین جایگاههاى قرآن جاى دهید و همچون شتران تشنه، به آبشخور دانش ایشان، وارد شوید.
پس از این مقدمه، اینک می گویم:
بزرگ و مهم‏ترین مأموریت حضرت على، چه در دوران خانه نشینى و چه هنگام خلافت، پاسدارى از مرز دین و حفظ کیان و اصل اسلام بود. از این رو، در همان روزهاى نخستِ خانه نشینى، دست به اقدامى جاودانى و ماندگار زد. اولین و عظیم‏ترین کار آن حضرت جمع آورى قرآن بود. منزلت و مرتبت على را در علم به قرآن و سنت پیامبر، سخن دیگری است که مجال دیگری می طلبد. در این گفتار، ادامه‏ى سخنان آن حضرت را - که پیش‏تر آن را آوردیم - نقل مى‏کنیم تا دیدگاه آن جناب را در پیروى از پیامبر و عترت او به خوبى بدانیم:
أیُّهَا النّاسُ! خُذُوها عَنْ خاتَمِ النَّبِیّینَ: إنَّهُ یَمُوتُ مَنْ ماتَ مِنّا وَ لَیْسَ بِمَیِّتٍ و یَبْلى مَنْ بَلِىَ مِنّا وَ لَیْسَ بِبالٍ. فَلا تَقُولُوا بِما لاتَعْرِفُونَ فإنَّ أکْثَرَ الْحَقِّ فیما تُنْکِرُونَ. وَاعْذِرُوا مَنْ لا حُجَّةَ لَکُمْ عَلَیْهِ - وَ هُوَ أنَا -
هان اى مردم! این [سخن] را از خاتم پیامبران بشنوید [و برگیرید]: «همانا چنان است که کسى از ما [اهل بیت] مى‏میرد در حالى که به راستى نمرده است و کسى از ما [به گمان شما] مى‏پوسد، در حالى که چنان نیست.» از این رو درباره‏ى چیزى که نمى‏شناسید، سخن مگوئید، زیرا بیشترین حق در آن چیزى است که شما منکر آن هستید و از کسى که حجت و دلیلى در برابر [نافرمانى از] او ندارید، پوزش بطلبید و آن کس من هستم.
أ لَمْ أعْمَلْ فیکُمْ بِالثِّقْلِ الْأکْبَرِ وَ أتْرُکُ فیکُمُ الثِّقْلَ الْأصْغَرِ؟! قَدْ رَکَزْتُ فیکُمْ رایَةَ الْإیمانِ وَ وَقَفْتُکُمْ عَلى حُدوُدِ الْحَلالِ وَالْحَرامِ وَ ألبَسْتُکُمُ الْعافِیَةَ مِنْ عَدْلى و فَرَشْتُکُمُ الْمَعْرُوفَ مِنْ قَوْلى وَ فِعْلى وَ أرَیْتُکُمْ کَرائِمَ الْأخْلاقِ مِنْ نَفْسى.
فَلا تَسْتَعْمِلُوا الرَّأْىَ فیما لایُدْرِکُ قَعْرَهُ الْبَصَرُ وَ لا یتغَلْغَلُ إلَیْهِ الْفِکْرُ.
نهج‏البلاغه: 119، خطبه‏ى 87
آیا در میان شما به ثقل اکبر [قرآن] عمل نکردم؟ و آیا ثقل اصغر [اهل بیت] را برایتان به یادگار نگذاشتم؟ به راستى که پرچم ایمان را در میان شما برافراشتم و شما را نسبت به حدود حلال و حرام آگاه ساختم و با عدل و دادگرىِ خود، لباس آسایش و عافیت را بر شما پوشاندم و با گفتار و کردار خود، نیکى را در میانتان گستردم. خوى‏هاى پسندیده و نفیس را از خویشتن بر شما نمایاندم. بنابراین رأى و اندیشه‏ى خود را درباره‏ى آن چه که دیدگان، ژرفاى آن را درنمى‏یابد و خرد در آن رخنه نمى‏کند، بکار مگیرید.
در این سخنان روشنگر، حضرت على آشکارا مسلمانان را از پیروىِ جاهلان عالم نما بازمى‏دارد و به دنباله‏روى از اهل بیت پیامبر فرا مى‏خواند و تأکید مى‏فرماید که با تکیه بر آراى جاهلانه و اندیشه‏هاى ناراست، در امورى که نمى‏توانند به ژرفاى آن برسند، غور و غوض نکنند.

ادامه مطلب



طبقه بندی: اخبار بهاییت،  حرف حساب شیعه،  معرفی بهاییت،  عمومی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 24 اسفند 1389 توسط بهایی پژوه

قریب یکصد و هفتادسال قبل ایران سرزمین پاکان شاهد  ادعای دروغین وبی اساس  یکی دیگر از مکذّبین و سوءاستفاده کنندگان از احساسات و عواطف بسیط جامعه بشری بود.در کتاب «دید»از کتب مقدس هندوان آمده:«در آخر الزمان ملکی ظهور خواهد کرد که پیشوای مردم و مقتدای آنها خواهد بود و نامش منــــصــور است وبر تمام اهل عالم چیره خواهد شد وتمام انسانهای مؤمن و کافر را می شناسد.»(بشارات العهدین ص245) وما نیز با این نام حضرت را در دعای زیارت عاشوراءمی نامیم.


در کتاب «جاماسب »شاگرد زرتشت آمده:«.. مردی ظهور خواهد کرد که بر دین جدش می باشد و زمین را پراز عدل وداد خواهد کرد و از شدت عدالت او گرگ و میش با هم دریک ظرف تناول خواهند کرد.»(بشارات العهدین ص258). نظیر همین تعابیر در کتاب «زند»نیز موجود می باشد.(همان مصدر ص238)
در کتاب آسمانی «تورات»متعلق به امت یهود آمده است:«در باره ی نسل اسماعیل نیز شنیدم و من نیز مبارک و خجسته می دانم واز نسل آن پیامبر دوازده امام و سید بزرگوار می آیند و آنها را امتی بزرگ قرار می دهم.» (کتاب التکوین -20: 17) در قرآن کریم نیز آیات و روایات فراوانی دال بر این موضوع وجود دارد(سو ره مبارکه:انبیاء-آیه شریفه :105)(سو ره مبارکه :نور-آیه شریفه :55) (سو ره مبارکه:قصص-آیه شریفه :5) (سو ره مبارکه :توبه-آیه شریفه :33). در کتب برادران شریف اهل سنت نیز اشارات زیادی شده است که ازبا ب اختصار به چند کتاب اشاره می شود :( تفسیرابن کثیر دمشقی ج2-ص45///ج3-ص401)(تفسیر قرطبی ج8-ص111)(الدر المنثور  سیوطی ج7-ص483-484)(روح المعانی آلوسی-ج7-ص111///ج12-ص14///ج13-ص171)(المنار المنیف محمد ابن ابی بکر ایوب الزرعی-ج1-ص155)(فتح الباری ابن حجر العسقلانی-ج7-ص169)(ابن حجر هیثمی الصواعق المحرقه-ج2-ص480)(الفتوحات الاسلامیه-احمد زینی دحلان ج2-ص299-300)(التاج الجامع للاصول-شیخ منصور علی ناصف-ج5-ص341-360)(نور الابصار محمد شبلنجی-ص189)و........که ذکر همه ی آنها در حوصله ی این مقال نمی گنجد. این اسناد و کتب گواه و شاهدی بر ظهور سیدی مطهر از ذریه ی  غضنفر و از احفاد ابی قاسم طوبی و سقر و نسل ابی شبیر و شبر حضرت صاحب العصر و القدر می باشند


ادامه در اینجا



طبقه بندی: عقائد بهاییت،  تاریخ بهاییت،  داستانهای بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 20 اسفند 1389 توسط بهایی پژوه

در خصوص رجعت حضرت مسیح ، عباس افندی بیان نموده:

" مقصود در نبوّات از ربّ الجنود و مسیح موعود ، جمال مبارک و حضرت اعلی است و باید عقائد کل مرکوز بر این نص صریح قاطع باشد."( منتخباتى از مكاتیب حضرت عبدالبهاء - جلد ۴- صفحه ۱۸۹)

طبق مدرک بالا، بهاء الله ربّ الجنود  و سید باب ، هم مسیح و هم مهدی خواهد بود ! همانطور که قادیانی ها ، میرزا غلام احمد قادیانی را هم مسیح و هم مهدی می دانند.

مسلماً این مطلب را کسی نخواهد پذیرفت که سید باب، هم از حضرت مریم  زائیده شده باشد و هم از فاطمه بیگم! توجه بفرمائید که قائم اسلام فرزند امام حسن عسکری و نرجس خاتون می باشند.

از اینها گذشته  از جمله وقایعی که به اتفاق شیعه و سنی به هنگام ظهور مهدی رخ می دهد ، نزول عیسی بن مریم از آسمان و اقتدای او در نماز جماعت به امام مهدی می باشد.

(احتجاج – ترجمه جعفری- جلد1- صفحه 98)

بنابراین سید باب هم امام جماعت هستند( به جای مهدی) و هم مٲموم( به جای عیسی)!

جالب تر از همه اینکه نماز جماعت در آئین بابی و بهائی تحریم شده است ! در این خصوص به کتب بیان فارسی- الباب التاسع من الواحد التاسع و اقدس - صفحه ١٢ رجوع فرمائید.

ناگفته نماند که برخی همچون خانم هرست معتقد بودند که عبدالبهاء همان مسیح موعود و رجعت ثانی عیسی ناصری است!( دیانت بهائى آئین فراگیر جهانى‏- صفحه ۷۶)

از طرفی دیگر نصرت الله محمد حسینى (بهائی) در کتاب حضرت باب‏ آورده:

"مراد اصلی از ظهور مجدّد حضرت مسیح حضرت بهاء الله اند."( حضرت باب- صفحه ۹۳)

خلاصه آنچنان در این باره عقیده بهائیه در هم پیچیده و گیج کننده است که فرجامی جز انکار دعاوی حضرات نخواهد داشت.

 





به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند 1389 توسط بهایی پژوه

شوقی افندی در سال 1336 شمسی از دنیا رفت. وی عقیم بود و فرزندی نداشت لذا بدون جانشین رهسپار گور شد.  پس از فوت شوقی ، گروهی از بهائیان به رهبری زن آمریکایی شوقی (روحیه ماکسول) در سال 1342 شمسی ، کنفرانسی در لندن بر پا کرده و در آنجا نه نفر را به عنوان اعضای بیت العدل برگزیدند. وظیفه این اعضا تشکیل بیت العدل در حیفا و اداره بهائیت بود. برخی دیگر از بهائیان ، بیت العدل حیفا را بی اعتبار دانستند

بهائیت و اسرائیل؛ پیوند دیرین (1)

 اصلیترین دلیل آنها نبود ولی امر مصون از خطا در رٲس این مؤسسه بود.این دسته "چارلز میسن ریمی "را که از بهائیان آمریکا بود ، جانشین شوقی شناختند و لقب " ریمی" گرفتند.

علاوه بر میسن ریمی ، تعداد دیگری از ایادیان امر و سرکردگان بهائی نیز خود را ولی امر نامیده و انشعاباتی به شرح زیر در بهائیت به وجود آوردند:


این افراد عبارتند از



طبقه بندی: معرفی بهاییت،  اخبار بهاییت،  عمومی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 10 اسفند 1389 توسط بهایی پژوه
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2