بحث نقد و بررسی کتاب روشنائی را ادامه می دهیم ،دکتر علی توانگر در کتاب روشنائی می نویسد: " یهودیان گفتند ما حضرت عیسی مسیح رسول خدا را کشتیم ، اما  او را نکشتند و به دار نزدند و لکن امر بر آنها مشتبه شد. مقصود این است که آنها می خواستند فروغ امرش را خاموش کنند و رسالت او را از بین ببرند ولی آیا توانستند؟با از بین بردن جسم او امر او و شریعتش از بین نرفت .

 

 پس معنی  ما قتلوه و ما صلبوه اشاره به جسد او نیست به روح مؤثر و نافذ و فعال شریعت اوست که کشته نشد و به دار زده نشد. اما مفسرین قرآن چون به معنی حقیقی آیه پی نبردند به تعبیرات غیر علمی و غیر منطقی پرداختند." (کتاب روشنائی- ص 194)  

در پاسخ بایستی این روایت را ذکر نمود:


برای ادامه اینجا كلیك كنید



طبقه بندی: عقائد بهاییت،  ردیه،  معرفی بهاییت،  اخبار بهاییت، 
کلمات کلیدی: تجمع 25بهمن تهران،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 27 بهمن 1389 توسط بهایی پژوه

یوم الله 22بهمن مبارك

طرح هدف مندی یارانه که بدرستی می توان از آن به یک طرح بزرگ اقتصادی یاد کرد از پیش از اجرایی شدنش با برنامه و هجمه های مختلف خارجی و داخلی رو به رو شده است. 

به گزارش ادیان نیوز ،در همین راستا در پی کشف چند انبار احتکار کالا ابعاد جدیدی از برنامه ها برای زمینگیر کردن این طرح بدست آمده است.

گفته می شود در بازرسی از تعدادی از انبارها گرچه برخی اقلام شامل مواد غذایی و محصولات نفتی کشف شد و قاعدتا عمده آنها مربوط به سود جویی های شخصی بوده اما با بررسی های دقیق صورت گرفته مشخص شده که صاحبان تعدادی از این انبارها بهائی بوده و بر اساس یک برنامه تشکیلاتی به احتکار کالا در این زمینه پرداخته اند.کشف چند انبار احتکار کالا متعلق به بهائیان

در این زمینه یک آگاه به «جوان آنلاین»گفت : در بررسی پرونده این افراد بهائی آن ها گفته اند که این اقدامات را طبق دستور العمل تشکیلات انجام داده و هدف اصلی ایجاد نگرانی عمومی در زمینه کمبود برخی از اقلام در جامعه بوده است. / جوان آنلاین




طبقه بندی: ایران وبهاییت،  معرفی بهاییت،  اخبار بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 22 بهمن 1389 توسط بهایی پژوه

بحث نقد و بررسی کتاب روشنائی را ادامه می دهیم، در صفحه ی 163 این کتاب  آمده:

"بهاء الله احکام و آدابی متناسب با زمان منتشر نمودند و اکثر بابیان نیز به او گرویدند و او را ((من یظهره الله))موعود کتاب بیان دانستند."

پاسخ:

بهاء الله در کتاب اقدس ذکر کرده:"  کسیکه عمدی خانه کسی را بسوزاند  باید خود او را بسوزانند:

                                                  

من احرق بیتاً متعمّداً فاحرقوه .  (کتاب اقدس - صفحه56 ) آیا انسان متفکر امروز این حکم را می پذیرد؟! و موارد دیگری که در قسمتهای قبل خدمتتان ارائه شد.

در ارتباط با اینکه اکثر بابیان پیرو بهاء الله شدند ، بایستی ذکر نمود که بسیاری از پیامبران دروغین بودند که پیروان زیادی داشتند، از اینها گذشته بهاء الله در کتاب مجموعه الواح ، صفحه 314 معتقد است که ایمان یا انکار مردم نمی تواند دلیل و برهان مدّعی باشد. گلپایگانی(مبلغ بهائی) هم در صفحه 383 کتاب کشف الغطاء می نویسد:" مناط در حقّیّت حق و بطلان باطل ، برهان است ، نه کثرت و قلّت عدد."

عبدالحمید اشراق خاوری (مبلغ بهائی) نیز می نویسد:

"در قرآن فرموده "کم من فئه  قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله" اگر قلت عدد علت بطلان است که امروز عدّه مسیحیان و عدّه بت پرستان در عالم بمراتب بیشتر از مسلمانان است اینکه دلیل حقانیت نمی شود در قرآن مجید اکثریت را اغلب محکوم فرموده بقوله تعالی "...اکثر النّاس لا یعقلون " "اکثر النّاس لا یفقهون"..." (اقداح الفلاح-عبدالحمید اشراق خاوری - ج2- صفحات 133و 134)

نویسنده کتاب روشنائی در ادامه بحثهای تکراری  را مطرح کرده که قبلاً به طور مفصل نقد شده است ، لذا از طرح دوباره آنها خودداری می کنیم.

 

در صفحه ی 167 کتاب روشنائی آمده:

" اگر محققی بی غرض و بی تعصّب در آثار حضرت باب که شامل ادعیه و مناجات و تفاسیر قرآن و تٲویل متشابهات قرآن کریم و احکام است دقت نماید خواهند دید که از جائی و کسی اقتباس و اخذ نشده و جمیع بدیع و بی سابقه است."

پاسخ:


ادامه مطلب



طبقه بندی: ردیه،  ایران وبهاییت،  معرفی بهاییت،  حرف حساب شیعه،  اخبار بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 18 بهمن 1389 توسط بهایی پژوه

یک کیک خامه ای با یک تک شمع ؛ یک سالگی هم عالمی دارد برای خودش ! دو سالگی یاد می گیریم دو تا شمع روی کیک را فوت کنیم ؛ سه سالگی تازه حسابی از جشن تولّدمان لذت می بریم ، شمع ها هم شده سه تا . چهار سالگی و چهار شمع ، پنج سالگی و پنج شمع ، شش سالگی و شش شمع و....بعدها دیگر از شمع خبری نیست ...

سال ها می گذرد ، زمستان به زمستان میرسد ، بهار به بهار .... عمر می گزرد .

برای یکی کوتاه ، برای یکی بلند ، یکی دو ساله ، یکی بیست ساله و یکی صد و بیست ساله ! از قدیم هم انگار این صد وبیست سال عدد خاصی بود برای دعا کردن در حق همدیگر که انشاءالله صد و بیست ساله شوی ! یعنی عمر طولانی بکنی ... مگر صد و بیست سال خیلی طولانی است؟یک نفر را می شناسم که دو هزار و پانصد سال عمر کرد . نوبت رفتنش هم که رسید، از فرشته مرگ اجازه گرفت از آفتاب به سایه بیاید و وقتی آمد ، گفت : این عمر به قدر آمدن از آفتاب به سایه بود ... .

پدر پدربزرگش (الیاس) خبر خوش داده بود که می آید . بالاخره هم آمد . اسمش عبدالغفار بود ، بعضی هم می گویند عبدالملک یا عبدالاعلی . وقتی مأمور شد خدا را به یاد مردم بیاورد ، هشتصد و پنجاه ساله بود . برای عمر طولانی اش به او شیخ می گفتند ، شیخ انبیا ؛ و از بس به خاطر مردمش گریه کرد ، معروف شد به نوح ، نوح علیه السلام .

 

آدم علیه السلام ، نهصد و سی سال زندگی کرد و وقتی از دنیا رفت ، شیطان پاپیش گذاشت که چون آدم و ادریس و شیث پیش خدا عزیز بودند ، چیزی شبیه آنها را مقابل خود بگذارید و سجده کنید ، بلکه برای سعادت شما ، پیش خداوند شفاعتتان را بکنند ... همین شد که کم کم بت پرستی رایج شد و ودّ آمد و سواع و یعوث و یعوق و نسر و ...!

 

نوح علیه السلام با چه مشقتی تلاش کرد مردم را از این جهل برگرداند . مسخره اش کردند ، گاهی آنقدر سنگش می زدند که بیهوش می شد ، گاهی هم شاید وقتی در مقابل دلایل نوح جوابی نداشتند ، ایراد می گرفتند که چرا ایمان آورندگان از مردم سطح پایین جامعه اند !! به او می گفتند آنها را از خودت دور کن تا ما ایمان بیاوریم . نوح صبر کرد ، نه یک سال ، نه ده سال و نه صد سال ، که نهصد سال ! نهصد سال برای مردمش دعا کرد ، برای همان کنایه زن ها ، برای همان سنگ زن ها ، برای همان ها که به نسل بعدی خود وصیت می کردند مبادا به نوح ایمان بیاورید ، او دیوانه است .
ادامه مطلب



طبقه بندی: عمومی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 14 بهمن 1389 توسط بهایی پژوه

در این بخش قصد داریم نمونه هایی از سخنان معصومین را در باب خاتمیت خدمتتان ارائه دهیم ، انشاء الله مورد توجه شما قرار بگیرد:

1- امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ی 133 نهج البلاغه ، درباره حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند:

"فقفّی به الرّسل، وختم به الوحی"

پس خدای متعال او را در آخر همه ی فرستادگان قرار داد و وحی و نبوت را بدو پایان بخشید.

 

2- در روایتی آمده:

" فی کتاب المناقب لابن شهر آشوب عن انس فی حدیث طویل سمعت رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم یقول: ٲنا خاتم الانبیاء و ٲنت یا علی خاتم الاولیاء ، و قال امیرالمؤمنین علیه السلام : ختم محمد ٲلف نبی ، و انی ختمت ٲلف وصی ، و انی کلفت ما لم یکلفوا.( تفسیر نورالثقلین- ج4- ص284)

در کتاب مناقب ابن شهرآشوب از انس در حدیثی طولانی آمده، شنیدم که رسول خدا (ص) فرمود:

من خاتم انبیاء هستم و تو یا علی خاتم اولیائی، و امیرالمؤمنین (ع) فرمود: حضرت محمد (ص) هزار پیامبر را ختم نمود و بدرستیکه من هزار وصی را ختم کردم، و من به زحمت افتادم که آنها به زحمت نیافتادند. 

 

3- امام علی (ع) در ارتباط با ویژگی های پیامبر (ص) می فرمایند:

"امین وحیه و خاتم رسله و بشیر رحمته و نذیر نقمته..."( نهج البلاغه- خطبه 173)

رسول اکرم امین وحی خداوند وخاتم و آخرین پیامبران او و بشارت دهنده به رحمت الهی و بیم دهنده از عذابهای او است.

4- حضرت زهرا در بعضی از دعاهایش چنین فرمایند:

"اللهم صل على محمد و آل محمد، صلاة یشهد الاولون مع الابرار، و سید المتقین ، و خاتم النبیین ، و قائد الخیر و مفتاح الرحمة ."(مقباس المصابیح – ص113)

معنی:خدایا! بر محمد و آل محمد درودی بفرست که پیامبران پیشین با نیکوکاران بر آن گواهی دهند، بر پیامبری که سرور پرهیزگاران و خاتم پیامبران ، و پیشوای خیر و کلید رحمت است.

 


برای ادامه كلیك كنید



طبقه بندی: حرف حساب شیعه،  عمومی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 10 بهمن 1389 توسط بهایی پژوه
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2