در الواح و کتب میرزا علی محمد باب غلطهای زیادی یافت می شود ، ما در این بخش به ذکر چند نمونه از این اغلاط اکتفاء می کنیم:

 

1- میرزا علی محمد باب در لوح هیکل الدین چنین آورده:

" انّ علیٌ قبل نبیل ذات الله و کینونیّته"( لوح هیکل الدین- صفحه 5)

بنابر قواعد عربی اَنَّ از حروف مشبهه بالفعل است و هرگاه در جمله بیاید ، باید اسم آن منصوب و خبرش مرفوع باشد. حال آن که می بینیم سید باب ، به جای علیاً از علیٌ استفاده کرده است.

 

2- باب در کتاب احسن القصص ذکر کرده:

"امن الذکر بما انزل الیه من ربه و المؤمنون کل امن بالله و بایاته و لا یفرقون بین احد من ایاته و قالوا المسلمون بالحق ربنا سمعنا ندآء ذکر الله اطعناه فاغفرلنا فانک الحق و الیک المصیر بالحق مابا."

(احسن القصص- صفحات 6و 7)

اولاً عبارت " بین احد من ایاته" صحیح نیست و باید " بین احدی آیاته" باشد ، زیرا واژه آیات مؤنث است و با "احدی" باید آنرا قرین کرد و نه با "احد"  . ثانیاً  عبارت" قالوا المسلمون بالحق" اشتباه است زیرا" قالوا" خود از فعل و فاعل تشکیل شده و فاعل به صورت ضمیر(با علامت واو) در آن دیده می شود که مرجعش " المؤمنون" است . بنابراین بار دیگر از فاعل به صورت اسم ظاهر (المسلمون) نباید یاد کرد که ضمیر فاعلی و اسم ظاهر با یکدیگر جمع نمی شوند.

3- میرزا علی محمد باب در کتاب بیان عربی آورده:

"ٲنتم اذا استطعتم کل آثار النقطه تملکون ولو کان چاپا  فان الرزق ینزل علی من یملکه مثل الغیث قل ٲن یا عبادی خیر التجاره هذا ، ٲن ٲنتم بمن نظهره تؤمنون."(بیان عربی- صفحات 42و 43)

در زبان عربی حرفهای "چ"و "پ" نداریم! از این جهت عبارت " ولو کان چاپا  " غلطی واضح است .

 

4- باب در کتاب بیان فارسی ذکر نموده:

"فی تجدید الکتب اذا انقضی علیها اثنی و مٲتین حولا ..."(بیان فارسی – الباب الاول من الواحد السابع) در این عبارت" اثنی و مٲتین حولا" اشتباه است ، باید بیان می شد "اثنان و مٲتان حولا".

 

5- در کتاب دلائل سبعه آورده:

" بسم الله الفرد ذی الفرد ... بسم الله الفرد ذی الفرداء بسم الله الفرد ذی الافارد ... بسم الله الفرد ذی الفرادین...بسم الله الفرد ذی الافردات  بسم الله الفرد ذی الفردوت..." (دلائل سبعه- صفحه ب)

"ذی الفرداء" و "ذی الافارد" و امثالهم غیر قابل ترجمه  و مهمل می باشند.

 

نکته قابل توجه اینجاست که جناب میرزا علی محمد باب در کتاب  احسن القصص  ذکر می کند:


ادامه مطلب



طبقه بندی: معرفی كتاب در مورد بهاییت،  ایران وبهاییت،  معرفی بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 28 دی 1389 توسط بهایی پژوه

دکتر علی توانگر در کتاب روشنائی می نویسد:

" درباره ((من یظهره الله))نوشته اند:(( بد نیست بدانیم که من یظهره الله به عقیده باب ، محمد بن الحسن العسکری است او می گوید :(( من یظهره الله اسمش محمد است او اذکر الله محمّداً و مظاهره امره.)) و در ذیل صفحه پاورقی نوشته اند: 4- بیان فارسی ، ص309

پاسخ: در بیان چنین مطلبی وجود ندارد ساخته و پرداخته و یا جعل نویسندگان است.

و بعد می نویسد:(( محلّ ظهور او مسجد الحرام است.)) این نیز در بیان نیست. "

(کتاب روشنائی- صفحه 126)

 

در پاسخ ذکر می کنیم که درکتاب بیان فارسی در الباب التاسع و العشر من الواحد الثامن  - صفحه ی 309 آمده: "اذکروا الله محمّداً و مظاهره امره...ملخص این باب آنکه هر وقت ذکر شود من یظهره الله صلوات فرستید بر او ." پس این مطلب در کتاب بیان فارسی وجود دارد.

همچنین در کتاب بیان فارسی در الباب الاول من الواحد الخامس – صفحه ی 151 آمده:

"ملخص این باب آنکه اوّل ارضی که محلّ ظهور جسد من یظهره الله در او ظاهر گردد مسجد الحرام بوده و هست." پس این مطلب هم در کتاب بیان فارسی وجود دارد.

 

در ادامه ، نویسنده  کتاب روشنائی ادعای خدایی بهاء الله را رد کرده و ذکر می نماید:

"حضرت بهاء الله به وضوح ذات الهی را چنین توصیف می فرمایند:

(( بر اولی العلم و افئده منیره واضح است که غیب هویّه و ذات احدیه مقدّس از بروز و ظهور و صعود و نزول و دخول و خروج بوده و متعالیست از وصف هر واصفی و ادراک هر مدرکی ...))"

( کتاب روشنائی – صفحه 128)

 

در پاسخ بیان می کنیم که اسناد و مدارک زیادی در دست است که نشان می دهد جناب بهاء الله ادعای خدایی کرده اند، به عنوان نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

1- بهاء الله بیان کرده:

انّه لا اله الّا انا المسجون الفرید (آثار قلم اعلی- جلد1- صفحه 229)

به درستی که نیست خدایی ، جز من زندانی تنها.

 

2- در جایی دیگر بیان داشته اند:


ادامه در اینجا



طبقه بندی: ردیه،  حرف حساب شیعه،  معرفی بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 25 دی 1389 توسط بهایی پژوه

پرورش یافته در دامان صهیونیسم

نویسنده:منیره فتاحی اردکانی

اشاره

فرقه بهائیت از سال ۱۲۶۰ قمری توسط علی محمد باب که خود را «باب» امام زمان (عج) و وسیله تماس مردم با آن حضرت معرفی می کرد، به وجود آمد. وی به سبب عقاید کفرآمیزش در سال ۱۲۶۶ به دست امیر کبیر کشته شد. پس از او، دو برادر مدعی جانشینی وی شدند و بدین ترتیب میان پیروان این فرقه اختلاف افتاد. گروهی پیرو «صبح ازل» (بابی ها) و عده ای پیرو برادر دیگر، «بهاء الله» (بهایی ها) شدند و در اثر درگیری بین آن ها تعدادی بسیاری جان خود را از دست دادند. دولت عثمانی برای پایان دادن به درگیری ها، بهاء الله و طرفدارانش را به «عکا» در فلسطین اشغالی و صبح ازل و یارانش را به قبرس تبعید کرد. از آن جا که بهائیان در مسائلی چون اسلام ستیزی دارای هدف مشترک با صهیونیست ها بودند، پس از تشکیل رژیم غاصب اسرائیل و راه اندازی تشکیلات مرکزی این فرقه در شهر حیفا، به طور کامل در خدمت این رژیم قرار گرفته و فعالیت آن ها بر اساس خواسته های صهیونیست ها تنظیم شد. در نوشتار ذیل می کوشیم، برخی از زوایای پیدا و پنهان روابط متقابل این دو پدیده جعلی را بررسی کنیم.
بر اساس بررسی های تاریخی، یهودیان نقش بسزایی در پیدایش، گسترش و رشد بابیه و بهائیه داشته اند. به گواهی اسناد تاریخی پنج سال پیش از آغاز دعوت علی محمد باب و درست اندکی پس از استقرار کمپانی ساسون در بوشهر و بمبئی، یهودیان مشهد بدون هیچ فشاری به طور دسته جمعی مسلمان شدند و نخستین کسانی هم که در خراسان بابی شدند، همین یهودیان جدید الاسلام مشهد بودند.

                                    

همچنین ورود بابی گری به «سیاهکل» توسط میرزا ابراهیم، یهودی جدید الاسلام ساکن رشت، صورت گرفت. «دایره المعارف یهود»، یهودیان جدید الاسلام مشهد را در شمار یهودیان مخفی (انوسی ها) دسته بندی می کند – نه ذیل مرتدین – و این نشان می دهد که آن ها براساس طرح و برنامه و به دستور محافل دینی خود و برای فریب افکار عمومی به این کار تن داده بودند. به نوشته ی والتر میشل – محقق یهودی – این یهودیان مخفیانه به دین یهود پایبند بودند. (۱)
حسن نیکو – مبلغ پیشین بهائیت – می نویسد: طبقه دیگر [بهائیان]، یهودی هستند که با چه بغض و عنا به اسلام معروفند. در چنین صورتی اگر کسی علمی بلند کند که باعث تفریق و تشتیت جمعیت اسلام شود و سبب تفریق مسلمین گردد، البته دشمن … دلشاد گردیده وی را استقبال می کند … [یهودیان] در دخول در مجامع و محافل بهائیان سه فایده مسلم برای خود تصور داشته: اول آن که لااقل سیاهی لشکر دشمنی می شوند که بر ضد اسلام قیام کرده و رایت تشتیت و تفریق را بلند نموده است. دوم آن که از مسأله اجتناب و دوری که در مسلمین شیعه نسبت به یهود بود، مستخلص می شوند و با آن ها معاشرت می کنند بلکه وصلت می نمایند.
سوم آن که اگر باعث غلبه و قدرت بهائیان گردد، عجالتاً در حزب آنان وارد کرده باشند. (۲) بنابراین این طبیعی است که از پیشرفت و گسترش این فرقه ساختگی خوشحال شوند و از هیچ کمکی در این راه دریغ نورزند.
نکته قابل توجه در این میان این است که دلدادگی بهائیان به یهودیان، ریشه ای دیرینه تر از عمر رژیم اسرائیل دارد، به گونه ای که میرزا حسینعلی
بهاء (مؤسس بهائیت) تجمع و عزت یابی یهودیان در ارض موعود را مطرح می کند و ده ها سال بعد، بشارت های او مبنی بر تأسیس اسرائیل با آب و تاب در مطبوعات غربی منعکس می شود: «روزنامه ها [ی ایتالیا] در اهمیت امر مبارک مقالاتی نوشتند، حتی بشارات حضرت بهاءالله را به جهت بنی اسرائیل و عزت و اجتماع آنان را در سرزمین موعود و اسراییل یادآوری نموده بودند.» (۳) همچنین عباس افندی (از دیگر رهبران بهائیت) در سال ۱۹۰۷ میلادی خطاب به یکی از یهودیان بهایی شده می گوید: «این جا فلسطین است، اراضی مقدسه است، عن قریب قوم یهود به این اراضی بازگشت خواهند نمود، سلطنت داوودی و حشمت سلیمانی خواهند یافت. این از مواعید صریحه الهیه است و شک و تردید ندارد…» (۴)


برای ادامه اینجا کلیک کنید



طبقه بندی: عقائد بهاییت،  تاریخ بهاییت،  ردیه،  ایران وبهاییت،  معرفی بهاییت،  اخبار بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 22 دی 1389 توسط بهایی پژوه

خشت اول: بازشناسی و بازخوانی اسناد و نسخه های توبه نامه ی سید علی محمد باب

نویسنده: احسان الله شکراللهی طالقانی

با گذشت یک صد سال از نهضت مشروطیت که با حضور تفکرات نو و بروز و ظهور مظاهر تمدن جدید، جامعه ای ایرانی را در مسیر ورود به جهان جدید قرار داد، امروز ما می توانیم پس از فرونشستن غبراهیا یک قرن فراز و نشیبهای سیاسی، در آرامش نسبی و با در اختیار داشتن منابع و اسناد بسیار به پژوهش و کاوش بپردازیم و برخی از گوشه های تاریک تاریخ کشورمان را روشن سازیم.
نوشته حاضر با هدف معرفی بهتر و بیشتر یکی از اسناد مهم تاریخ سیاسی و مذهبی ایران تنظیم گردیده که پیش تر نیز دیگران و هم این قلم پیرامون آن مطالبی را ارائه نموده بودند. با این نگاه که پرداختن به ریشه های تاریخ هر پدیده، بهترین راه برای آسیب شناسی آن پدیده و آسیب زدایی پدیده های مشابه آن محسوب می شود، بدون وارد شدن به لایه های عمیق اجتماعی و شرایط سیاسی آن دوران و با مروری گذرا به چگونگی شکل گیری، گسترش و ادامه فعالیت فرقه ی بابیه در ایران به استناد خاطرات کینیاز دالگوروکی سفیر روسیه تزاری، اسناد مربوط به «
توبه نامه های سید علی محمد باب» را مورد بازشناسی و بازخوانی قرار می دهیم.

توبه در تاریخ تصوف و سه سئوال

با مطالعه در تاریخ تصوف به حکایاتی بر می خوریم که در آن به توبه ی عارفان اشاره شده، به نظر می آید داستانهای افسانه وار و خیال انگیز با این هدف تصنیف شده است که بر تأثیر عرفان در هدایت انسان تأکید شود تا در ذهن مردم خاصه عوام، مؤثر افتد و حسن ظنی نسبت به گروه عارفان و مشایخ پیدا کنند. داستان تنبه، انقلاب و توبه ی عرفانی چون «سید احمد جام»، «ابو حفص حداد»، «مالک دینار»، «جلال الدین مولوی»، «فضیل عیاض»، «ابراهیم ادهم» و «ابوبکر شبلی» از این دست است.(۱)


اما داستان توبه سید علی محمد باب، از گونه ای دیگر است. توبه ی از سر تحول روحی با توبه ی از سرناچاری و درماندگی و ترس آن هم در تنگنای قافیه، نیاز به تأمل بیشتری دارند. البته تردید نیست که توبه ی درست واز سرپشیمانی واقعی نه مصلحتی وموقتی در تکامل فرد و جامعه بسیار مؤثر است.
اگر از نگاه حقوقی و جزایی اسلام به توبه نگاهی بیندازیم در می یابیم که توبه تدبیری کیفر زداست که حتی با برخی از جدیدترین نظریات جرم شناسی قابل انطباق است. توبه شرایطی دارد که بر طبق آن و با هدف برقراری نظم اجتماعی بیشتر، به الغای کیفر می انجامد یا باعث تخفیف در آن می شود.
از نگاهی دیگر توبه ترک گناه است که در زیباترین و رساترین وجه آن شکل عذر خواهی به خود می گیرد، که این عذر خواهی می تواند از فرد، افراد یا کل جامعه باشد. (۲) حال در بررسی
توبه نامه های «سیدعلی محمدباب» از این منظر باید به دو بعد از آن توجه کرد: نخست محتوای توبه نامه ها، سپس تعداد آنها که هر دو گویای حقایق بسیاری است. بدین منظور طرح چند سؤال در اینجا بی مناسبت نیست: نخست اینکه چه لزومی دارد فردی با ادعاهایی بزرگ مثل بابیت و مهدویت در حضور علما و عموم مردم دست به قلم شود که توبه نامه بنویسد؟ آیا رهبر دینی و مذهبی نباید از خود آن قدر شجاعت و استقامت نشان دهد که بر سرعقیده و ایمان خود پای بند بماند و تنها چند ضربه ی به کف باید او را از همه ی آرمان و عقیده اش بیندازد؟ در صورتی که بیاری از مبارزان سیاسی و اجتماعی که چنین ادعاهایی هم نداشتند تا پای جان شکنجه شدند اما بر عقیده خود استوار ماندند. یک سؤال اساسی دیگر که پیروان چنین فردی باید از خود بپرسند اینکه: دلیل پافشاری شان در ادامه پیروی از کسی که حتی خودش به حرف خودش اصرار و ابرامی ندارد، چیست؟
بهاییانی که باب را مبشر دیانت بهایی و رهبر فرقه ی خود را حسینعلی نوری (بهاءالله) می دانند چگونه می توانند علی رغم علم و دروغین بودن ادعاهای سیدعلی محمد باب، باز خود را بهایی بنامند و احساس بدی نداشته باشند؟
به نظر می رسد حقایقی از دین و نیز واقعیاتی از تاریخ از دید پیروان این مسلک ساختگی پنهان نگه داشته شده و جهل از یک سو و پرده پوشی سران این فرقه از سوی دیگر، باعث گردیده که گروهی چشم بسته خود را به جای بیندازند و با تلقین به نفس، احساس کنند در قله ها نفس می کشند، و از این واقعیت بی خبر مانده اند که آلت دست بیگانگانی قرار گرفته اند که بر این باور سخت استوارند که: «تفرقه بینداز و حکومت کن.»


ادامه مطلب را اینجا بخوانید



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 19 دی 1389 توسط بهایی پژوه

بارزترین سیاست رژیم پهلوی ، اسلام زدایی از ایران بود. نخست وزیری سیزده ساله «هویدا» خادم امر الله، یکی از تجلیات این سیاست است. در دوران او بود که فرقه بهاییت به سرعت پیش رفت و به وضعیتی غیر قابل باور رسید؛ موقعیتی که درک آن برای رهبران این فرقه نیز غیرقابل تصور بود و با خوشحالی غیرقابل وصفی به تشریح آن می پرداختند:
بهایین در کشورهای
اسلامی پیروز هستند و می توانند امتیاز هرچیزی را که می خواهند بگیرند. تمام سرمایه های بانکی و ادارات و رواج پول در اجتماع ایران مربوط به بهاییان و کلمیان می باشد. تمام آسمان خراشهای تهران، شیراز و اصفهان مال بهاییان است. چرخ اقتصاد این مملکت به دست بهاییان و کلیمیان می چرخد. (۱)

                                           
بهاییان پس از کسب موقعیت مالی و سیاسی ویژه، قصد تبلیغ و گسترش فرقه خویش را داشتند. رهبران و کارگزاران این فرقه، راه تسلط بی چون و چرا بر ایران را مبارزه با اسلام در جامعه ایران می دانستند و با حرکت در این مسیر حتی از بیان آن نیز ابایی نداشتند و در محفل خصوصی خود بیان داشته بودند: «عده ای از مأمورین مخفی ایران که در دربار شاهنشاهی می باشند می خواهند
هویدا را محکوم کنند، ولی او از بهترین خادمین امر الله است و امسال مبلغ پانزده هزار تومان به محفل ما کمک نموده است. آقایان بهاییان نگذارید کمر مسلمانان راست شود.» (۲) از این رو بهاییان با ابزار قدرت در اختیار خود می کوشیدند هرچه بیشتر عوامل خود را در مراکز مختلف دولتی و رسمی نفوذ دهند و از طریق آنان به اجرای برنامه های ضد اسلامی خود نایل آیند. یکی از اهداف مهم آنان، تسلط بر مراکز و نهادهای اسلامی بود. کابینه امیرعباس هویدا، چند وزیر بهایی داشت ولی یکی از مهم ترین آنها «محمد حسین احمدی» معاون نخست وزیر در سازمان اوقاف بود.

۱- سوابق خانوادگی و تحصیلی

محمد حسین احمدی به فرزند علی به سال ۱۲۹۸ ش در بشرویه طبس، از توابع استان خراسان ۰۳) به دنیا آمد. در اسناد ساواک، پدرش از مبلغین فرقه بهاییت در بشرویه معرفی شده است. وی دوره ابتدایی را در «دبستان ترغیب» محل تولدش و مقطع متوسطه را در «دبیرستان ایرانشهر» و «دارالفنون» به پایان رساند و از «دانشکده حقوق و علوم سیاسی» دانشگاه تهران لیسانس حقوق گرفت.

۲- مشاغل


ادامه مطلب را اینجا بخوانید



طبقه بندی: تاریخ بهاییت،  معرفی بهاییت،  اخبار بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 17 دی 1389 توسط بهایی پژوه
  • تعداد کل صفحات : 4  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4