به مناسبت ایام پر خیر و برکت ماه ربیع الاول که در دهه اول آن با شهادت امام حسن عسکری علیه السلام و به امامت رسیدن آخرین ذخیره الهی بقیه الله حضرت حجه ابن الحسن روحی فداه و آغاز غیبت صغری می پرد ازیم به حوادث این ایام :

هنگامی که امام حسن عسکری (ع) درجمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری به شهادت نوبت امامت به آخرین گوهر تابناک خاندان پیامبر، حضرت مهدی (ع) رسید، هر چند که آن بزرگوار در میان خلق ظاهر نمی‏شدند اما افراد مورد اعتمادی مرتب خدمت ایشان رسیده و مسائل و مشکلات شیعیان را عرضه نموده و راهنمائی‏ها و فرمان‏های آن پرتو فروزنده الهی را به مردم ابلاغ می‏کردند.

این اشخاص که از نظر ایمان و پرهیزکاری و اعتماد و وثوق، زبده‏ی مسلمانان آن دوره بودند، واسطه‏ی بین مردم و آن حضرت بشمار می‏رفتند و راهنمائی‏های آن حضرت را به  موقع به مردم می‏رساندند.

مطالعه حالات و درک میزان ایمان و تقوای این افراد از طرفی عظمت وجودی ایشان را روشن می‏کند، و از طرف دیگر ما را با امام زمان (ع) بیشتر آشنا می‏سازد، زیرا در لابلای گفتار ایشان - که از معتمدترین و موثق‏ترین یاران ائمه (ع) به شمار می‏آیند - نشانه‏هائی از آن بزرگوار می‏یابیم.

از میان نواب امام زمان (ع) چهار تن، مشهورتر و خاص‏تر بودند، که واسطه بین امام (ع) و عموم مردم بوده و به نواب اربعه معروفند.

ما برای آنکه نسبت به جلالت و بزرگی مقام ایشان بیشتر آگاه شویم شرح مختصری از هر یک می‏نگاریم. [1] .

1 - عثمان بن سعید عمروی: این شخص جلیل‏القدر نه تنها نائب امام زمان (ع) بلکه وکیل امام حسن عسکری (ع) و نیز حضرت هادی (ع) بوده و بسیاری از امور شیعیان به توسط او سر و سامان یافته است؛ امام دهم حضرت هادی (ع) درباره وی به شیعیان خود می‏فرمود: 

«این ابوعمرو - عثمان بن سعید - شخصی موثق و امین است، هر چه برای شما بگوید از من می‏گوید و آنچه به شما برساند از من اداء کرده است.» [2] .

این نیابت تا سال 254 که سال وفات حضرت هادی (ع)  است ادامه یافت؛ همچنین در احادیثی که از امام یازدهم (ع) رسیده، شخصیت وی به گونه‏ای اصیل و والا ترسیم شده است، مثلا در سخنانی از آن حضرت که خطاب به شیعیان خود فرموده، می‏خوانیم:

«این ابوعمرو موثق و امین است، مورد وثوق امام گذشته بوده و مورد وثوق من در حیات و ممات من است، آنچه برای شما گوید از من گفته و آنچه به شما ادا کند از من ادا کرده است.» [3] .

هم او با چنین کارنامه‏ی درخشانی، پس از رحلت امام حسن عسکری (ع) نایب امام دوازدهم می‏گردد.

خود حضرت صاحب‏الزمان (ع) در سوگ وی، پسرش محمد بن عثمان را چنین تسلیت می‏دهند:

«انا لله و انا الیه راجعون - تسلیم فرمان و راضی به قضای الهی هستیم، پدرت با سعادت زیست و با افتخار مرد، خدا او را رحمت کند و به اولیاء خود و سروران خود ملحق سازد، او پیوسته در آنچه او را به خدا و اولیائش نزدیک می‏نمود، تلاش و کوشش داشت، خداوند روی او را با طراوت گرداند.» [4] .

2 - ابوجعفر محمد بن عثمان: این شخص دومین نایب خاص امام زمان (ع) می‏باشد، علاوه بر آن نایب امام یازدهم  نیز بوده، درباره او گفته‏اند:

«بزرگی شأن و علو منزلتش در نزد شیعیان، مشهورتر از آنست که محتاج به بیان و گفتگو باشد.» [5] .

امام حسن عسکری (ع) درباره او و پدرش - عثمان بن سعید - به یکی از یاران خود فرموده است:

«عمرو  و پسرش هر دو موثقند، آنچه آن دو به تو رسانند از من رسانده‏اند و آن چه برای تو بگویند از من گفته‏اند، پس گوش به کلام آنها بده و ایشان را اطاعت نما، زیرا که هر دو موثق و امین ما هستند.» [6] .

خود امام زمان (ع) درباره‏ی وی فرموده است:

«وی مورد وثوق من و نامه او به منزله‏ی مکتوب من است.» [7] .

3 - ابوالقاسم حسن بن روح نوبختی: ابوجعفر محمد بن عثمان، دومین نایب امام زمان (ع) درباره‏ی وی گفته است:

«این حسین بن روح بن ابوبحر نوبختی جانشین من، و میان شما و حضرت صاحب‏الامر سفیر و وکیل و مورد وثوق و طرف اطمینان اوست، پس شما در امور خود به وی مراجعه نمائید و در کارهای مهم خود به او اعتماد داشته باشید، من این مأموریت‏ را داشتم و آن را ابلاغ نمودم.» [8] .

همچنین شیخ طوسی (علیه‏الرحمه) درباره‏ی وی فرموده است: «ابوالقاسم حسین بن روح نزد دوست و دشمن داناترین مردم بود.» [9] .

درستی نیابت حسین بن روح مخالفین را نیز به اعتراف آورده است، شامغانی که یکی از مدعیان دروغین نیابت بوده و حسین بن روح بنا به فرمانی از امام زمان (ع) دروغگوئی او را در در دعوی نیابت برملا کرده است، ناگزیر از اعتراف گشته و چنین می‏گوید:

«میان من و خدا سزاوار نیست که جز راستگوئی از امر او - حسین بن روح - چیزی بگویم، با اینکه جنایت او نسبت به من بزرگ است، این مرد از جانب امام زمان (ع) برای کاری از کارها منصوب گشته و شیعه را نمی‏رسد که از وی روی گرداند.» [10] .

4 - ابوالحسن علی بن محمد سمری: این شخص جلیل‏القدر آخرین نایب خاص حضرت امام زمان (ع) است، وفات او مصادف با نیمه شعبان سال 329 هجری است. جناب حسین به روح نیز او را به عنوان نایب امام معرفی کرده است، و آخرین توقیعی که به نواب اربعه، از طرف امام زمان (ع) رسیده، خطاب به این جناب است؛ در این توقیع از فوت علی بن محمد و مسدود شدن باب نیات نیز خبر می‏دهد:

«بسم الله الرحمن الرحیم - ای علی بن محمد سمری، خداوند پاداش برادرانت را در سوگ تو بزرگ گرداند، چه که تو تا شش روز دیگر خواهی مرد، پس به کارهای خود رسیدگی کن و به هیچکس به عنوان جانشین خود وصیت منما که غیبت کامل واقع شده است، من آشکار نمی‏شوم مگر بعد از اجازه پروردگار عالم، و این بعد از گذشت زمان‏ها و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم خواهد بود؛ عنقریب در میان شیعیان کسانی پیدا می‏شوند که ادعا می‏کنند مرا مشاهده کرده‏اند، آگاه باش که هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه‏ی آسمانی دعوی «مشاهده» کند، دروغ‏گو است و افترا می‏بندد و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» [11] .

چنانکه ملاحظه می‏شود سخن در زمینه مسدود شدن باب نیابت خاصه‏ای است که علی بن محمد سمری آخرین فرد آن بود، در این توقیع هر کس که ادعای بابیت و مشاهده کند یعنی بگوید که هر لحظه بخواهد می‏تواند امام (ع) را دیدار کند، دروغگو خوانده شده است، و در زمان غیبت کبری نیز، هیچ کس از باریافتگان بحضور مقدس امام زمان (ع) را چنین ادعائی نبوده است.

نواب اربعه با وجود آنکه در کمال اعتماد و اطمینان مردم بودند و نه در تقوا و پرهیزکاری و نه در علم و ایمان ایشان، کوچکترین تردیدی نمی‏توان روا داشت، اما تا کرامت حضرت صاحب‏الامر، که دلیل راستگوئی و صحت نیابت آنها بود از آنها آشکار نمی‏گردید، مردم گفتار آنها را می‏پذیرفتند. [12] .

نواب خاص مشکلات و پرسشهای دانشمندان شیعه را به امام زمان (ع) عرضه می‏داشتند و آن حضرت پاسخهای لازم را بتوسط همان نایبان بصورت توقیع‏هائی بایشان می‏رساندند. 

در این توقیعات، حساس‏ترین و دشوارترین مسائل و موضوعات اعتقادی شیعه روشن گردیده است.

یکی از این مسائل موضوع تکلیف شیعیان در رویارویی با پدیده‏های تازه است، اینکه وظیفه مردم در دوران غیبت، آن هنگام که با مسائل نوپدید مواجه می‏شوند، چیست؟

امام زمان (ع) در توقیعی که برای یکی از برگزیدگان و بزرگان شیعه، موسوم به «اسحاق بن یعقوب» صادر می‏کنند، وظیفه و راه و روش شیعه را در دوران غیبت امام بازگو نموده‏اند» این دستورالعمل قرنهای متمادی است که اجرا می‏گردد و یکی از دلائل جامعیت و جاودانگی آئین اسلام‏ نیز می‏باشد.

اسحق بن یعقوب در نامه‏ای که توسط دومین نایب خاص به امام زمان (ع) می‏رسد، از مسائل مختلفی سؤال می‏کند که یکی از آنها موضوع مورد بحث ماست؛ امام می‏فرمایند که باید در آن مسائل به کسانیکه واقعا گفتار ما را دانسته آنها را روایت می‏کنند مراجعه کرد:

«اما مسئله‏ی پیشامدهایی که در آینده روی خواهد داد، پس باید که برای دانستن حکم آنها به راویان گفتار ما مراجعه کنید که یشان حجت من بر شمایند و من نیز حجت خدا بر ایشانم.» [13] .

[1] نام و نشان بقیه‏ی نایبان امام زمان (ع) در کتابهای رجال و از جمله تنقیح المقال ممقانی جلد اول صفحه 200 آمده است.

[2] غیبت، شیخ الطائفه ابی‏جعفر محمد بن الحسن الطوسی، صفحه 215: «هذا ابوعمرو الثقة الامین» ما قاله لکم فعنی یقوله و ما اداه الیکم فعنی یؤدیه».

[3] همان مدرک، صفحه‏ی 215: 

«هذا ابوعمرو الثقة الامین ثقة الماضی و ثقتی فی المحیا و الممات فما قاله لکم فعنی یقوله و ما ادی الیکم فعنی یؤدیه».

[4] تاریخ الغیبة الصغری، محمد الصدر، صفحه - 401 «انا لله و انا الیه راجعون، تسلیما لامر و رضاء بقضائه عاش ابوک سعیدا و مات حمیدا، فرحمه الله و الحقه باولیائه و موالیه علیهم‏السلام فلم یزل مجتهدا فی امرهم ساعیا فیما یقربه الی الله عز و جل و الیهم نضر الله وجهه و اقال عثرته.».

[5] تنقیح المقال ممقانی، جلد سوم صفحه 149.

[6] غیبت شیخ طوسی صفحه 219 «العمروی و ابنه ثقتان فما ادیا الیک فعنی یؤدیان و ما قالا لک فعنی یقولان فاسمع لهما و اطعهما فانهما الثقتان المأمونان».

[7] همان مدرک صفحه 220 «فانه ثقتی و کتابه کتابی».

[8] تاریخ الغیبه الصغری، محمد الصدر صفحه 407.

[9] غیبت شیخ طوسی صفحه 236.

[10] بحارالانوار، علامه مجلسی، کتاب الغیبة، باب 21 به نقل از غیبت شلمغانی.

[11] غیبت شیخ طوسی صفحه 243 و 242.

«بسم الله الرحمن الرحیم یا علی بن محمد السیمری أعظم الله اجر اخوانک فیک فانک میت ما بینک و بین ستة ایام فاجمع امرک و لا توص الی احد فیقوم مقامک بعد وفاتک فقد وقعت الغیبة التامة فلا ظهور الا بعد اذن الله - تعالی ذکره - و ذلک بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جورا و سیأتی لشیعتی من یدعی المشاهدة الا فمن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کذاب مفتر و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.».

[12] خرایح - قطب‏الدین راوندی، به نقل بحارالانوار علامه مجلسی ج 13 باب 21.

[13] کشف الغمة ج 3 المناقب الفصل الثالث صفحه 456 مترجمه‏

«و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم».






طبقه بندی: اهل بیت عصمت وطهارت، 
کلمات کلیدی: ربیع الاول، ماه، عید، امام حسن عسکری، امام زمان، امامت، نواب اربعه، قائم، میثم رسولی، بهایی پژوهی، چرا بهایی نیستم، بها الله، سمری،
مطالب مرتبط: چرابهایی نیستم،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن 1390 توسط بهایی پژوه