باب گوید: 

رجوع محمد و مظاهر نفس او به دنیا شد و ایشان اول عبادی بودند که بین یدی الله در یوم قیامت حاضر شدند و اقرار به وحدانیت او نموده، آیات باب او را به کل رسانیدند و خداوند به وعده‏ای که فرموده در قرآن (و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین) [1]  ایشان را ائمه گردانید و به همان دلیل که نبوت محمد از قبل ثابت است رجوع ایشان به دنیا  عندالله و عند الواالعلم ظاهر است و آن دلیل آیات الله است که ما علی الارض از اتیان مثل او عاجز می‏باشند. [2]

  حضرت حجت ظاهر شد به آیات و بینات به ظهور نقطه بیان که بعینه ظهور نقطه فرقان است. [3]  خداوند عالم - عز شانه - در هر کور به آنچه اعلی علو اهل آن کور است، تفاخر می‏نمایند، حجت را نازل می‏فرمایند؛ چنانکه در زمان نزول قرآن افتخار کل به فصاحت کلام بود از این جهت خداوند قرآن را به اعلی علو فصاحت نازل فرمود و او را معجزه رسول الله قرار داد... و شبهه نیست که در کور نقطه بیان افتخار اولواالالباب به علم توحید و دقایق معرفت و شؤونات ممتنعه نزد اهل ولایت بود. از این جهت خداوند عالم حجت او را مثل حجت رسول خدا در نفس آیات قرار داده. [4] . 

او که شب و روز می‏خواند، اللهم اعطنی کتابی بیمینی، حال که خداوند عطا فرموده، نمی‏گیرد بلکه معطی را که رسولی است از رسولان او اگر بتواند از آنچه قلم حیا می‏کند در حق او مرتکب می‏شود و حال آنکه کتاب، کتاب خدای او بوده و رسول، رسول او. [5] . 

 از این گفته‏ها به خوبی پیدا است که باب خود را رسول مستقل دارای شریعت، و نوشته‏های خویش را آیات خدا و کتاب آسمانی می‏داند. [6]  همچنین مدعی است که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و مظاهر نفس و ائمه دوازده‏گانه و حضرت زهرا علیهاالسلام و نواب چهار گانه حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه رجعت نموده‏اند، و خود را رجعت رسول الله و ظهور حضرت حجت معرفی کرده، گروندگان اولیه هجده‏گانه‏اش را که از آنان به حروف حی تعبیر می‏نماید رجعت ائمه و نواب اربعه می‏نامد. 

باید پرسید این اصحاب هجده گانه که با خود باب 19 نفرند، چگونه با رسول الله و حضرات معصومین و نواب اربعه که تعدادشان 18 نفر است تطبیق می‏یابد؟

اگر باب و هر یک از حروف حی را رجعت یکی از حضرات معصومان و نواب اربعه حساب کنیم؛ یکی باقی می‏ماند و به این قسمت نه باب و نه حروف حی راضی نخواهند بود. 

افزون بر این، باب که به یک مقام قناعت نورزیده، خود را دارنده‏ی دو مقام رجعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ظهور حضرت حجت علیه‏السلام می‏داند. پس آن 18 نفر حروف حی چگونه رجعت شانزده نفر را انجام داده‏اند؟ حل این اشکال به عهده‏ی طرفداران باب است. مگر اینکه بگوییم چون رجعت امر مشکل و پر زحمتی است دو نفر دست به دست هم داده و رجعت یک نفر را فراهم کرده‏اند! باب هم چون حساب را نادرست دیده است فقط اسامی یکایک ائمه علیهماالسلام و نواب اربعه را شمرده و گفته است اینان رجوع کرده‏اند. دیگر از تطبیقشان با حروف حی سخنی به میان نیاورده است. 

 نوشته‏ها و کتابهای حسین علی نیز آکنده از ادعای نبوت و چگونگی نزول وحی بر وی و آغاز کار و سرانجام او و پیامبران پیشین است که آمدن او را وعده داده‏اند که پس از او تا هزار سال پیامبری نخواهد آمد و هر کس چنین ادعایی کند دروغ است و نباید پذیرفت و... 

[1] سوره قصص (28)، آیه‏ی 5.

[2] بیان، واحد اول، باب دوم.

[3] بیان، واحد اول، باب 5.

[4] بیان، واحد دوم، باب اول.

[5] بیان، واحد سوم، باب 14.

[6] ما راجع به آیات در آینده مفصلا بحث خواهیم کرد.

 

 





طبقه بندی: ردیه،  معرفی بهاییت،  حرف حساب شیعه، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 27 فروردین 1390 توسط بهایی پژوه