قرة العین خیلی از اشعار زیبای شعراء را دزدیده، و به نام خودش معرفی کرده  که ما مختصراً دو قطعه شعر که از دو شاعر دزدیده و به خود نسبت داده را عنوان کرده  و نام آن دو شاعر را نیز یاد می‏کنیم:

1 - گر به تو افتدم نظر چهره به چهره روبرو

شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

می‏رود از فراق تو خون دل از دو دیده‏ام‏

دجله به دجله یم به یم قطره به قطره جو به جو

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‏ام‏

کوچه به کوچه در به در خانه به خانه کو به کو

مهر تو را دل حزین بافته بر قماش تن‏

رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو

گرد عذار دلکشت عارض عنبرین خطت‏

لاله به لاله گل به گل غنچه به غنچه بو به بو

در دل خویش (طاهره) گشت و ندید جز وفا

صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو

این اشعار از قرة العین نیست، بلکه از شاعره‏ای است به نام طاهره اصفهانی

2 - لمعات وجهک اشرقت و شعاع طلعتک اعتلا

ز چه روال است به ربکم نزنی بزن که بلی بلی‏

به جواب طبل الست او ز ولا چو کوس بلی زدم‏

همه خیمه زد به در دلم سپه غم و حشم بلا

پی خوان دعوت عشق او همه شب ز خیل کروبیان‏

رسد این صفیر مهیمنی که گروه غم زده الصلا

من و مهر آن مه خوب‏رو که چو زد صلای بلا بر او

به نشاط قهقهه شد فرو که انا الشهید بکربلا

چه خوش آنکه آتش غیرتی ز نیم به قله طور دل‏

فد ککته و سککته متد کدکا متزلزلا

چو شنید ناله مرگ من پی ساز من شد و برگ من‏

فاتی الی مهر و لا و بکی علی مجلجلا

تو که فلس ماهی حیرتی چه زنی ز بحر وجود دم‏

بنشین چو (صحبت) و دم به دم بشنو خروش نهنگ لا

این اشعار از قرة العین نیست بلکه از ملا باقر

لاری که تخلصش (صحبت) است می‏باشد چنانچه در این اشعارش مشاهده می‏فرمائید ولی بهائیان به جای صحبت، طوطی می‏خوانند!!! پوشیده نماند که قرة العین دو بیت از صدر این اشعار را دزدیده و به آن خطاب به علی محمد می‏نمود ولی به جای «الست او» الست تو می‏گفت، بهائیان عقیده دارند که اشعار طاهره اصفهانی و صحبت لاری و برخی از اشعار دیگر، از قرة العین است ولی چنین نیست زیرا نام و کنیه و لقب و مسقط الراس قرة العین معلوم است نامش زرین تاج کنیه‏اش ام‏سلمه لقبش قرة العین است این لقب را سید کاظم رشتی به او داده و نیز لقب طاهره را علی محمد شیرازی به او عطا فرموده!! مسقط الرأسش قزوین، دختر ملا محمد صالح قزوینی است اگر لقب او طاهره است طاهره قزوینی است نه اصفهانی مگر اینکه بهائیان بگویند فرقی بین اصفهانی و قزوینی نیست، طاهره اصفهانی همان طاهره قزوینی است و نیز بگویند تمیزی بین لاری و قزوینی نیست و امتیازی بین زن و مرد وجود ندارد، صحبت لاری همان طاهره قزوینی است و بر این منطق پوشالی هم تمام خردمندان جهان می‏خندند زیرا نتیجه‏اش چنین می‏شود که اشعار حافظ و سعدی و فردوسی و انوری و نظامی و رودکی و زاکانی و سایر شعراء گذشته و حال و آینده تمام از قرة العین قزوینی باشد آیا نتیجه‏اش این طور نمی‏شود!

بهاییان میگویند این اشعار از قرة العین است ولی چنین نیست زیرا نام و کنیه و لقب و مسقط الراس قرة العین معلوم است نامش زرین تاج کنیه‏اش ام‏سلمه لقبش قرة العین است این لقب را سید کاظم رشتی به او داده و نیز لقب طاهره را علی محمد شیرازی به او عطا فرموده!! مسقط الرأسش قزوین، دختر ملا محمد صالح قزوینی است اگر لقب او طاهره است طاهره قزوینی است نه اصفهانی مگر اینکه بهائیان بگویند فرقی بین اصفهانی و قزوینی نیست، طاهره اصفهانی همان طاهره قزوینی است و نیز بگویند تمیزی بین لاری و قزوینی نیست و امتیازی بین زن و مرد وجود ندارد، صحبت لاری همان طاهره قزوینی است و بر این منطق پوشالی هم تمام خردمندان جهان می‏خندند زیرا نتیجه‏اش چنین می‏شود که اشعار حافظ و سعدی و فردوسی و انوری و نظامی و رودکی و زاکانی و سایر شعراء گذشته و حال و آینده تمام از قرة العین قزوینی باشد آیا نتیجه‏اش این طور نمی‏شود!





طبقه بندی: تاریخ بهاییت،  معرفی بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 25 فروردین 1390 توسط بهایی پژوه