هژبر یزدانی و ناگفته هایی از لایه های درونی زندگی وی و استفاده از سیاست زر و زور برای پیشبرد اهداف و این تنها نمونه ای است از زورگوئی بهائیان در ایامی که دولت به کامشان بود و از هر فرصتی برای ضربه زدن و نابود کردن اسلام و مسلمین استفاده می بردند .
نامبرده با پشتوانه مالی که شرکت امناء و بانک نونهالان و سردمداران عمده بهائی نظیر ثابت پاسال در اختیارش قرار داده بودند به قبضه کردن اقتصاد کشوراقدام کرد .


او به موسسات در آمدزا و پر رونق اقتصادی و شرکتهای عمده کشور مراجعه و خواستار خرید انها می شد و اگر کسی در مقابل  پیشنهاد خرید او مقاومت می کرد مورد ضرب و جرح قرار گرفته و حتی تهدید به قتل می شد .
هژبر یزدانی که از بهائیان
سنگسر بود با زور اسلحه و اعزام چماقدار به روستاها مراتع دادمداران و زمین های کشاورزی را به نفع خود مصادره میکرد و نه تنها نیروهای ژاندارمری ممانعتی از کار وی به عمل نمی آوردند بلکه با او همکاری هم می کردند ! وقاحت وی در این کار تا آنجا بود که مراتع تصرف شده را سیم  خاردار می کشید و تابلو های بزرگ نصب می کرد و نشان می داد این مناطق  متعلق به وی است و کسی حق ورود به آنها را ندارد .
تجاوز این متجاوز بهائی و عوامل او به زمین های کشاورزی و مراتع مردم موجب اعتراض روستائیان شد اما مقامات دولتی در محل ، کوچکترین وقعی به اعتراضات مردم نمی گذاشتند و حتی مراجعات انها به تهران هم نتیجه ای نداد .

این فرد بهائی نه تنها زمین های مردم را به زور غصب می کرد بلکه به زور خود را به دولت هم می رساند ! یکی از پروندهای وی تصرف غیر قانونی چهارصد هکتار زمینهای دولتی در یزد است که پرونده آن به شماره ۹۵۶-۱۳-۳۷ در دادگاه مستقل اردستان موجود می باشد .
اوج این مزاحمت ها در سال ۱۳۵۴ بود که تقریبا تمام مراتع چوپانان
سنگسر را از دست آنها خارج کرد و بزرگترین دامداری خاورمیانه را ایجاد و تامین کننده گوشت مورد نیاز مسلمانان شد .!!!
هژبر بهائی همیشه با یک گروه مسلح ( بادی گارد ) رفت و آمد می کرد و معروف شده بود که معاملات وی مسلحانه است !!!!
وی در خانه سابق حسین شرافت (مدیر عامل بانک بیمه بازرگان ) زندگی می کرد .
این خانه سوپر مدرن را حسین شرافت پس از ورشکست شدن بانک بیمه بازرگانان با بهای نازل همراه با همه دارایی های بانک خود به وی فروخته بود .
هژبر یزدانی علاوه بر بانک بیمه بازرگانان ، بانک ایرانیان متعلق به ابتهاج را هم خریداری کرد .
 اما بانک توسعه کشاورزی را به زور اسلحه تصاحب نمود .
مهدی سمیعی (رئیس سابق بانک ملی ایران ) و مدیر عامل بانک توسعه کشاورزی که تاپیروزی انقلاب هم در این سمت بود ، تعریف می کرد که یک روز این شخص بهائی با چند نفر مرد مسلح به دفتر کارم ریختند و از من خواستار خرید بانک توسعه کشاورزی شدند ! من به او گفتم که به تنهایی قادر به تصمیم گیری نیستم و باید هئیت مدیره بانک و دولت در مورد این معامله نظر بدهند . وی با پرخاش گفت : رضایت دولت با من ! نظر هئیت مدیره را هم سریعتر بگیرید !!
یکی از مهمترین پرونده های که در دادسرای تهران توسط امیر فرشچی باز پرس شعبه چهار بازپرسی دادسرا علیه این تروریست بهائی (
هژبر یزدانی ) تشکیل شده بود مربوط به شکایت جهانبخش انهاری بود .
این شخص بهائی و ایادی اش بقدری جهانبخش انهاری را کتک زده بودند  که بیش از دوسال در بیهوشی کامل روی تخت بیمارستان افتاده بود و علیرغم همه تلاشی که از طرف پزشکان صورت می گرفت اثری از بهبودی در وی دیده نمی شد و سرانجام هم پس از ماندن در اغمای کامل در گذشت

وهمانگونه که گذشت  این تنها نمونه ای بود از زور گوئی بهائیان در ایامی که دولت به کامشان بود ( عصر پهلوی ) و به هیچ نمی اندیشیدند جز منافع شخصی خود تا اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی ایران هژبر یزدانی این زور گو و تروریست بهائی فرار را به قرار ترجیح داد و در تاریخ بیست و یک فروردین سال ۱۳۸۹ در کاستاریکا به زندگی ننگین خود خاتمه داد و زمین از وجودش پاک گردید.

 

Related posts:





طبقه بندی: تاریخ بهاییت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 9 دی 1389 توسط بهایی پژوه